الملا فتح الله الكاشاني
212
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
شددوا على انفسهم فشدد اللَّه على انفسهم ) يعنى اگر هر گاوى را كه ميخواستند ذبح ميكردند ايشان را مجزى ميبود و لكن چون تشديد و سخت گيرى كردند بر خود و در قول مراجعت نمودند حق تعالى نيز بر ايشان تشديد و مراجعت كرد پس به جهت اين تقريع ايشان فرمود بتمادى و زجر ايشان كرد از مراجعت بقوله * ( فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ ) * پس بكنيد آنچه فرموده ميشويد به آن ضمير مفعول كه راجع بموصول باشد محذوفست اى ( ما تؤمرونه ) بمعنى ( تؤمرون به ) كقوله ( امرتك الخير فافعل ما امرت به ) و ميتواند بود كه ما مصدريه باشد و مصدر بمعنى مفعول اى ( فافعلوا امركم بمعنى مأموركم ) يعنى اقدام نمائيد بفرموده شدهء خود و امتثال امر حق تعالى نمائيد * ( قالُوا ) * گفتند بار ديگر * ( ادْعُ لَنا رَبَّكَ ) * بخوان براى ما پروردگار خود را * ( يُبَيِّنْ لَنا ) * تا ظاهر و هويدا سازد براى ما * ( ما لَوْنُها ) * كه چيست رنگ آن بقره * ( قالَ إِنَّه يَقُولُ ) * گفت موسى كه ميگويد خدا * ( إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ ) * بدرستى كه آن گاويست زرد * ( فاقِعٌ لَوْنُها ) * در غايت زرديست رنگ آن بر وجهى كه * ( تَسُرُّ النَّاظِرِينَ ) * شاد گرداند و متعجب و مسرور سازد از رنگ خود نظر كنندگان را بوى فقوع بمعنى نصوع الصفرة است و لهذا اصفر به آن مؤكد مىشود فيقال ( اصفر فاقع ) كما يقال اسود حالك و اسناد آن بلون با آنكه صفت صفراء است به جهت ملابست لونست بصفراء و در اين اسناد مزيت تاكيد است كانه قيل ( صفراء شديدة الصفرة صفرتها ) و حسن تفسير آن نموده به اينكه سوداء شديدة السوداء و جمالات صفر را نيز به اين تفسير نمودهاند و ميشايد كه تعبير بصفرة از سوداء به جهت آن باشد كه صفراء از مقدمات سواد است و يا اينكه بر فوق سواد ابل صفرة مىباشد و در اين نظر است زيرا كه صفرة به اين معنى مؤكد بفقوع نميشود و اصل سرور لذتيست در قلب نزد حصول نفع يا توقع آن مأخوذ از سر و چون هنوز اشتباه ايشان باقى بود از اين جهت تكرار سؤال اول كردند به جهت استكشاف زايد و بار ديگر * ( قالُوا ادْعُ لَنا ) * گفتند بموسى كه بخوان از بهر ما * ( رَبَّكَ ) * خداوند خود را * ( يُبَيِّنْ لَنا ) * تا آشكارا گرداند براى ما * ( ما هِيَ ) * كه آن چه گاويست كار كننده است يا در صحرا چرنده است و بعد از آن به جهت اعتذار تكرار سؤال گفتند كه * ( إِنَّ الْبَقَرَ ) * بدرستى كه گاو آن * ( تَشابَه عَلَيْنا ) * متشابه شدهاند بر ما چه ميانه سال زرد رنگ بسيارند و تذكير فعل باعتبار لفظ بقر است * ( وَإِنَّا ) * و بدرستى كه ما * ( إِنْ شاءَ اللَّه ) * اگر خواهد خدا * ( لَمُهْتَدُونَ ) * هر آينه از جمله راه يافتگان باشيم بدين گاو يا بقاتل عاميل و از حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله منقول